X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کدام ارزش؟

دوشنبه 3 تیر 1392 ساعت 01:57 ق.ظ

هوالحق 

یکی از نامزدهای محترم ریاست جمهوری در صحبتهایش بارها تاکید می کرد که گفتمان اسلام ناب و تکیه بر ارزشها را نمایندگی می کند. ایشان عقیده داشت هر وقت ما دست از ارزشها کشیدیم دچار مشکلات شدیم. از همین روی دولت احمدی نژاد هم زمانی مشکل پیدا کرد که از ارزشها فاصله گرفت. سوال اینجاست این چه ارزشی است که ایشان و امثالشان به دنبال آن هستند؟ در یادداشت «این خوبه به این رای بدید» عرض کرده ام که مفهوم ارزش یک موطن ندارد بلکه ارزش در اخلاق، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و .. می تواند مصادیق مختلفی بیابد مثل راستگویی، عدالت، توزیع عادلانه ثروت، آزادی، استقلال، تورم تک نرخی، قدرت خرید بالا و ... همه اینها می توانند از منظری دارای ارزش باشند. این دوستانی که دائم دم از ارزشها می زدند و خود را نماینده اسلام ناب می پنداشتند، حالا که وقت کافی برای رصد شعارهای خود دارند، باید مشخص کنند که منظور از ارزش در گفتمانشان چیست؟ یکی از بزرگانی که پشت سر این نامزد محترم قرار گرفتند و ایشان را دارای بیش از حد نصاب صلاحیت دانستند همواره می گویند برای ما ارزشهای اسلامی و پیاده کردن احکام اسلامی مهم است. بنده تقاضا می کنم از مریدان و رای دهندگان به دیدگاه ایشان بفرمایند منظور از "ارزشهای اسلامی" چیست؟ مصداق ارزش نزد این آقایان دقیقا چیست؟ شنیده بودم که این بزرگوار تئوریسین گفته بودند اگر دم از گرانی ،تورم بزنیم و شعار سلام بر زندگی یا مصالحه با خارجی‌ها سردهیم باخته‌ایم.. خیلی برای بنده جالب است بدانم وقتی اقتصاد برای اینها می شود ماده گرایی و باخت و انحراف فکری چه ارزشهایی را الهی و اسلامی می دانند؟ مگر اسلام از دیدگاه این آقایان دارای ابعاد مختلف نبود؟! خب لابد اگر به این دوستان بگوییم حالا که شما برای یک نوع ارزشهای خاصی قیام کرده اید که معلوم نیست چیست، بگذارید اقتصاد و هنر و ... دست غیر شما باشد مثلاً دست سکولارها باشد؛ خواهند گفت شما اسلامشناسی تان در حد دکتر شریعتی است، اسلام در همه زمینه ها نظر دارد و در همه امور حرف برای گفتن دارد. اسلام در اقتصاد و رفاه و فرهنگ و هنر و سیاست و معنویت و ... همه چیز نظر دارد. بنده هم در جواب خواهم گفت: اگر این چنین است -و ما هم به همین معتقدیم- و اگر اسلام فقط یک سری ارزشهای انتزاعی مد نظر شما را ندارد پس چرا کسانی که از اقتصاد و رفاه سخن می گویند را رمی به انحراف فکری و ماده گرایی و امثال این تعابیر می کنید؟! اسلامی که شما معرفی می کنید یک جا باید هنر خود را نشان دهد دیگر... به نظر می رسد اسلام مد نظر شما کاملاً از کارامدی تهی باشد! وقتی بحث از علوم انسانی به میان می آید، مدعی می شوید ما علوم انسانی اسلامی داریم. یعنی در تمامی حوزه های علوم انسانی از اقتصاد گرفته تا جامعه شناسی و سیاست و ... اسلام ایده دارد. اما وقتی صحبت از یک برنامه کاربردی برای اداره کشور به میان بیاید، می روید سراغ ارزشهای انتزاعی و ذهنی خودتان، این یعنی فرار از ادعاء! بنظرم شما هنوز از سطح ذهن به سطح عین نزول نکرده اید. به قول استاد شهید: اسلام دین عینت گرایی است نه دین ذهنیت گرایی. تکیه بر ارزشهای مد نظر شما بود که کشور را به این ورطه کشاند. ارزشهایی که با گزارشی از خواب فلان عالم اهوازی دیگران را تحریک به رای دادن می کند. ارزشهایی که از طریق راه هایی که قطعا حجیت ندارد به مخاطبین القاء می شود. ارزشهایی که یک خط کش حق و باطل دارد و خودش را همیشه طرف حق معرفی می کند. این طرف، باطل هم که باطل است(یعنی کل طیف اصلاح طلبان به اضافه کل طیف موفقان آقای هاشمی). بین حق و باطل(یعنی آقایان رضای و ولایتی و قالیباف و غرضی) هم که عود به باطل می کند، ته کاسه می ماند یک نفر و یک موسسه و چند نماینده مجلس و هرکسی که به اینها رای بدهد! ارزشهای مد نظر شما با اهل سنت برادر می شود ولی با جناح مخالف خواهر هم نمی شود! ارزشهایی که وحدت– وحدتی که حضرت امام اینقدر رویش تاکید داشت- را هم به کناری می نهد. ارزشهایی که هنوز شخص رئیس جبهه پایداری را به یک نامه تبریک همراه با طعنه و کنایه هم به رئیس جمهور منتخب وانداشته است. ارزشهایی که گزارش آقای احمد توکلی از قتل ستار بهشتی در مجلس را برنمی تابد و آنرا موجب تضعیف نظام می داند. راستی چه طور در حکومت امیرالمومنین یک زن کافره حقوقی دارد ولی در نگاه ارزشی این آقایان حق گزارش خوانی از مرگ یک مسلمان منتقد هم وجود ندارد! به نظر می رسد وقتی سردمداران این طیف می گویند ما به کسی رای می دهیم که ارزشها را زنده کند یعنی ارزشهایی که بیشتر رنگ تعبد و عبودیت و تکلیف به خود دارد ولی خیلی جالب است که اگر فقط همین معنا مد نظرشان باشد یعنی فروکاهش دین به جزء دین(ارزشهای تعبدی یا ارزشهای خاص) و فروغلتیدن به همان دیدگاهی که اسلام را غیرسیاسی و غیراقتصادی و غیر... می داند. پس کی این آقایان سراغ ارزشهای اقتصادی می روند؟ کی سراغ ارزشهای اخلاقی می روند که هر مصلحتی نتواند آنرا نسخ کند؟! چه وقت سراغ ارزشهای اجتماعی می روند و برای آزادی همه افراد در پرتو حفظ حقوق دیگران ارزش قائل می شوند؟ چرا زلف ارزشها را با زلف عدم کارآمدی گره می زنند...

نظرات (12)
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 04:16 ب.ظ
دوست عزیزم سلام
قلم تندی پیدا کردید و هر روز تند تر می شود. اینگونه تاختن به شخصیت دردانه ای مثل آقای مصباح ولو من هم ممکن است در برخی زوایا با ایشان اختلاف سلیقه داشته باشم منصفانه نیست. که چی؟ نقد ایشان با این ادبیات به نظرم مودبانه نیست. پیشنهاد می کنم کمی روی این موضوع کار کنید. به علاوه این ژست روشنفکری شما به نظرم کمی متکبرانه هم هست. به کجا پنین شنابان... ارام تر و انشا الله به جای فضای احساسی کمی منطقی تر... صبر می کنیم ببینیم این دوره اخلاقی تر بوده یا زمان گذشته... زود است که معلوم شود ... خداست که از درون ما با خبر است... به واقع قلم شما مرا می ترساند. قلمتان به جای به غلیان در آوردن اندیشه احساس مرا به غلیان در می آورد.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 05:17 ب.ظ
با سلام
خیلی نوشت جالبی است. اما متاسفانه از نظر من فقط جالب بود. نظر شما در مورد ارزشها در ساحتهای مختلف نکته درستی است. اما به نظرم فراموش کرده‌اید که در اسلام همه چیز در عرض هم نیست و برخی مسائل را میشود فدای چیزهای دیگر کرد. جان انسان شریف تر از هر چیزی است و میتوان برای زنده ماندن مرده خواری کرد. اما همین جان را فدای اسلام میکنند و میشوند شهید!
سایر ارزشها هم اینچنین است. اگر از مدل شما برای ارزش گذاری استفاده شود احتمالا به جاهای خوبی نمیرسیم.قدرت خرید بالا و راستگویی و عمل به احکام و ... همه در کنار هم. پس در مواقعی که به دنبال اهم و مهم کردن هستیم میشود برخی را فدای دیگران کرد!
مثلا دین را فدای تورم تک رقمی!
یک نکته دیگر هم بگویم که بحث وزن دادن هم نیست، بلکه برخی اصولا در لایه برخی دیگر نیستند و همه یک لایه میشود فدای لایه بالاتر شود!

اما در مورد آقایان هم باید بگویم از بیان کلام مشخص است که منظور این بوده است که آنهایی که فقط!!!!!!!!!! به دنبال رفع گرانی و ... هستند باخته اند

فعلا
یا علی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باسلام و ضمن تشکر
اولاً: مقام، مقام تزاحم و تقابل دو ارزش نبود که نیاز به قاعده الاهم فالاهم باشد، در مقام تزاحم هم که هر عاقلی مثل شما می داند چه کند.
ثانیا: اگر هم در این دوره بحث اولویت مطرح بود به تعبیر رهبر انقلاب (یکی دو هفته قبل از انتخابات) اولویت با اقتصاد است و یک روز قبل از انتخابات هم فرمودند رفاه مادی و معنوی هدف است...
ثالثا: مگر کسی از کاندیداها تابحال گفته بود که من فقط!!! دنبال رفع گرانی هستم که آقایان اینطور سخن گفته اند؟!
رابعا: وقتی شما دین را در تقابل یک ارزش اقتصادی قرار می دهید(دین و تورم تک رقمی) باید روشن کنید منظورتان از دین چیست؟
اگر منظور از دین، ایمان باشد که نگاه پروتستانتیسمی و مرجئه گری به دین دارید و دین را به ایمان فروکاسته اید. در این صورت تقابل، بین ایمان و تورم تک رقمی است.
اگر منظور از دین، ارزشهای عبادی و الوهی دین است که نگاه حداقلی و سکولار به دین دارید. در این صورت تقابل، بین نماز و روزه و تورم تک رقمی خواهد بود.
اگر منظور از دین، جامع همه ارزشهای فردی و اجتماعی و اقتصادی و غیره است، که دیگر نمی تواند در تقابل با ارزشهای اقتصادی باشد زیرا در این نگاه ارزشهای اقتصادی جزء دین است و جزء شیء مقابل خود شیء قرار نمی گیرد. اتفاقاً اشکال آن آقایان محترم نیز همین است چون ادعاء آنان مبتنی بر جامع و ذوابعاد بودن دین است نه نگاه پروتستانتیستیک و مینیمالیستیک و سکولار به دین، تا تقابل دین و تورم تک نرخی (که مدعای شماست) محقق گردد.
خامساً: در بحث نظام طولی ارزشها دو منظر باید تفکیک شود که شما لحاظ نکرده اید: 1- منظر فرد(که قطعاً فرد مسلمان وظیفه دارد «ایمان» خود را فدای تورم تک نرخی نکند) و 2- منظر «مسئول» مربوطه که قطعا تکلیف شرعی و قانونی به تحقق رفاه مادی و استصلاح اهل دیار خود دارد و نسبت به از بین رفتن وقت و هزینه و فرصت آبادانی کشور باید پاسخگو باشد و در صورت تقصیر محاکمه شود.
چهارشنبه 5 تیر 1392 ساعت 01:00 ق.ظ
دیشب‌ یکی‌ از دوستان‌ ...‌ در حال‌ أحیاء پیش‌ از نیمۀ‌ شب‌ به‌ خواب‌ می‌رود. در خواب‌ به‌ او ندا می‌شود که‌ بلند شو برای‌ احمدی‌نژاد دعا کن‌، وجود مقدس‌ ولی‌عصر دارند برای‌ احمدی‌نژاد دعا می‌کنند. (گفتمان مصباح، رضا صنعتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۸۸۳(
امتیاز: 0 0
جمعه 7 تیر 1392 ساعت 02:34 ق.ظ
محبین اهل بیت که مورد شفاعتند و قیامتشان تضمین شده است و الا قیامت سختی در انتظار آقای مصباح و احمدی نژاد می بود به جهت هزینه کردن از جانب ولی الله و خود الله
امتیاز: 0 0
جمعه 7 تیر 1392 ساعت 03:53 ب.ظ
مگر خدا و اهل بیت با کسی خویشاوندی دارند که قیامتشان را تضمین کنند؟
امان از جهل و تزویر و تعصب و تحجر...
امتیاز: 0 0
شنبه 8 تیر 1392 ساعت 11:59 ب.ظ
سخنگوی پایداری: روحانی مواضعش را زودتر شفاف می‌کرد، ما به او رای می‌دادیم
http://www.alef.ir/vdccpsqsp2bqo08.ala2.html?191455
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 11 تیر 1392 ساعت 01:55 ب.ظ
اهل بیت با کسی خویشاوندی ندارند
بلکه لطف آنها شامل حال محبینشان خواهد شد آن هم در قیامت و نه در برزخ و این جز اظهار عجز و خجالت برای شیعیان نباید ثمری داشته باشد تا مغرور نگردند { ما غرک بربک الکریم } . روایات حب اهل بیت و شفاعت آنها از دوستدارانشان را مطالعه بفرمایید در بحار الانوار مرحوم مجلسی
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 11 تیر 1392 ساعت 08:45 ب.ظ
تمام شهر از بس عاشقی کردند قهارند

من اما ناشیانه دوستت دارم به جان تو

تقدیم به خود خودت محمد آقا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی خیلی ممنون
به امید دیدار
جمعه 14 تیر 1392 ساعت 03:52 ق.ظ
سلام
حب حباب به روز شد
امتیاز: 0 0
دوشنبه 17 تیر 1392 ساعت 03:46 ب.ظ
سلام علیکم
هرکسی اشتباه داره
اما مواظب باشیم بخاطر اشتباه دیگری ماهم اشتباهی دیگر تکرار نکنیم
علامه حلی بود که جوون مرگ شد ؟
میدونی چرا ؟
خیلی عزیزی
اما مواظب باش با توجه به نوع فکر کردنت از اونطرف بوم نیوفتی
روشن فکر کردن و متفاوت بودن و اسیر جو نشدن خوبه
اما این به این معنا نیست که همیشه جو غلط میگه
امتیاز: 0 0
دوشنبه 17 تیر 1392 ساعت 04:53 ب.ظ
شعر بدون نقطه علامه حسن زاده آملی


محمود مسلم ملائک

امار مطاع در ممالک

هم سالک و هم سلوک و مسلوک

او مالک و ماسواه مملوک

هر حکم که داد هر دل آگاه

سر لوحه حکم اسم الله

اسمی که در او دوای هر درد

اسمی که روای مرئه و مرد

اسمی که مراد آدم آمد

اسمی که سرود عالم آمد

سوداگر اگر در او دل آسود

سودا همه سود دارد و سود

مر همدم کردگار عالم

کی هول و هراس دارد و همّ

دل در حرم مطهر او

گل گردد و هم معطّر او

هر دل که ولای وصل دارد

همواره هوای وصل دارد

موسی که هوای طور دارد

کی دل سر وصل حور دارد

ای وای مر آدم هوس را

دل داده کام سگ مگس را

در وصل صمد رسد رصدگر

در اسم احد رود سراسر

درگاه سحر مراد سالک

دادار دهد علی مسالک

لوح دل آملی اوّاه

دارد صور ملائک الله‬
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 19 تیر 1392 ساعت 05:19 ق.ظ
ما اگر در مقام تئوری و مکتب پردازی هستیم :

در این صورت هم باید قواعد باب تزاحم را مشخص نماییم و هم تعارض را.
در این حالت مشخص می نماییم که حکم مسائل موقع ظن و بعد شک چیست.
در این قسمت باید در تمامی مسائل و ابعاد زندگی انسان از عقل و عرف و نقل (منقولات وحیی) کمک بگیریم برای جامعیت نظریه و مکتب.

خوب در این جا ما باید اقتصاد و سیاست و ... همه را در عرض هم نگاه کنیم چرا که حقیقتا همگی درباره انسان و زندگی او هستند و موضوعشان متواطی است نه مشکک، یعنی همگی از شئون و عوارض انسان هستند و به علاوه همگی عبادت اند چرا که کسی نمی تواند ادعا کند نان آوری برای خانواده عبادت نیست اما نماز عبادت است.

حالا که همگی عبادت اند و از شئونات زندگی انسان هستند کسی را نسزد که در مقام مکتب و نظریه پردازی به یک کدام اهمیت بیشتری بدهد بلکه اهمیت با اطاعت و عبادت خداست که همگی شئون انسان می تواند به یک اندازه در راستای اطاعت باشد و یا نباشد.

کسی نمی تواند ادعا کند در لایه ای عبادت با نماز دورکعتی می کنم و در لایه ای که اهمیت کمتری دارد مثل اقتصاد و نان آوری عبادت نمی کنم بلکه عبادت و اطاعت خداوند به صورت طولی مشکک است نه عرضی. توضیح اینکه انسان می تواند با تعدد نماز و بیشتر کردن تلاش اقتصادی و تقویت بیشتر فرهنگ عبادت بیشتری بکند اما نمی تواند فقط با نماز و یا فقط با اقتصاد اطاعت خداوند را بجا آورد زیرا نومن ببعض و نکفر ببعض است اما دین باید به صورت عام مجموعی عمل شود نه عام بدلی.

فرقه آیت الله مصباح دین را تکه تکه کرده اند :

متأسفانه نظر آقای مصباح و بقیه دین را لایه لایه و تکه پاره می کنند و هر وقت لازم شد تکه و قطعه ای از دین را به بهانه مصلحت رو می کنند و چه تناقض ها و تضاد ها که در عملشان به خاطر همین نگاه به دین دیده نشده است.

از نظر اینها مصلحت حاکم برتمام ارکان دین و شئون زندگی انسانی است و می تواند اخلاق و فرهنگ و اقتصاد و .... مضیق و یا موسع نماید و البته که تخصیص اکثر هم شد (مثلا اگر بگوییم اسلام گفته است دروغ نگویید ما می توانیم با مصلحت دروغ بگوییم و در عمل حتی تخصیص اکثر هم بشود) جایز است چراکه قبح خود این مسئله هم نزد ایشان نسبی است.

ایشان ناخواسته نسبی ترین اخلاق دنیا و مکتب دنیا را پایه ریزی کرده اند. پست نئو سوفسطایی
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد